مقدمه سبک CPM / بخش چهارم

 

بازار(Market)، موجودی هوشمند/ تئوری BIGBOYS 

 

اگر علاقه ای به تفکر ندارید و صرفا به دنبال آموزش تکنیکال هستید. این متن را نخوانید. 
ممکن است متن ها طولانی شوند با اینکه سعی میکنم مختصر و مفید باشند. متن را بخوانید علاوه بر درک چارت و نیت پشت آن، به درد زندگیتان هم می‌خورد. 


بخش چهارم
 
♾ بعد از تجربه ی موفق آزادی در بازار بورس لندن، آرام آرام مرز های بازار گسترش یافت به حدی که مرزهای بازار با مرزهای شهر برابر شد. 


یعنی تمام جامعه تبدیل به بازار شد. حساب و کتاب و تاجر مآبی جای اخلاق سنتی را گرفت. در همه ی نهاد ها حتی خانواده نیز در دوران مدرن این تاجر مآبی را مشاهده می‌کنیم. گویی شهر جایی است که شهروندان (تاجران) در کنار هم زندگی می‌کنند و هر کس نفع خود را حساب و کتاب می‌کند و می‌جوید. 

 

 حالا که مرز های بازار با مرز های جامعه برابر شد، درباره ی ماهیت بازار چه می‌توان گفت؟ 
همان که درباره ی ماهیت جامعه می‌توان گفت. 


جامعه، از افراد تشکیل شده است اما می‌توان آنرا همانند یک چیز (شخص) منفرد تحلیل کرد و به حساب آورد. 


جامعه برآیند نیروهای اجتماعی نهاد های مختلف است. نهاد سیاست، نهاد دین، نهاد خانواده و... 


مارکت نیز اینگونه است، برآیند نیرو های خرید و فروش همه ی خریداران و فروشنده هاست. اما نکته ی جالب اینست که می‌توان آنرا یک واحد منفرد به شمار آورد و اینگونه رفتار آن را تحلیل کرد. 


یعنی همانطور که ما جامعه شناسی (Sociology ) داریم، می‌توانیم مارکت شناسی(Marketology) هم داشته باشیم و رفتار های مارکت را علمی بررسی کنیم. 

 

به این ترتیب برایتان آشکار می‌شود که شاید BIGBOYS به خصوص در مارکت های با شناوری بالا، خیالی بیش نیست و چون نمی‌توانند وجود چیزی را که آفریده اند باور کنند آنرا به یک انسان، گروه یا بانک نسبت می‌دهند.

 

هیچ کس از آینده ی قیمت خبر ندارد و این خود مارکت است که اینگونه رفتار می‌کند. مارکت موجودی هوشمند است. و به قول مارکس بازار و پول در دوران مدرن حاوی ظرافت های متافیزیکی شده است. یعنی اسطوره ای یعنی هوشمند یعنی شبیه موجود زنده. 


هرگز قرار نیست مارکت اجازه ی شناخت و پیش بینی به شما بدهد به محض اینکه بتوانید آنرا کنترل کنید، دیگر اعتباری ندارد.  


مارکت را با کنش های خود می‌سازیم اما نتیجه ی آن(بالا و پایین رفتن قیمت ها) خارج از کنترل و حتی پیش بینی ماست. 

 

پایان بخش چهارم